جمعه یا شنبه .. شاید هم دوشنبه !!
بعدش به این نتیجه رسیدم که این مساله که "صرفا" روز جمعه رو روز امام عصر میدونیم به خاطر ان چیزیست که در ضمیر ناخودآگاه ما حک شده !! قبول که روز جمعه روز زیارتی امام زمانه !! و درست که در روایات احتمال اینکه این روز ،روز ظهور باشه بیشتره ! اما برای یاد کردن امام "زمان "هر عصری ، هر روز و هر لحظه و هر ثانیه ارزش مساوی داره !! این مساله ی حک شده در ضمیر ناخوداگاهه که موجب میشه صرفا غروب جمعه یاد مولامون کنیم ، وگرنه سزاواره که ما هر غروب و بل هر طلوع به یاد حضرتش باشیم ...
امروز شنبه است و من این روز رو برای یاد امام در نظر گرفتم ...
شعر زیر یکی از زیباترین ، بل زیباترین شعریه که خطاب به حضرتش خواندم ..
نه دفن کردن مضمون بی کفن سخت است
نه گوش دادن الواح بی سخن سخت است
بدون دیدن تو آینه شدن مشکل
نباشد آب اگربا وضو شدن سخت است
ز یاد بردن من آنقدر هم آسان نیست
برای روح فراموشی بدن سخت است
به معنی تو ضمیرم به نحو تو مشتق
و گر نه صرف تو و او و ما و من سخت است
به راحتی نشدم شاهد حقیقت خویش
شهود جلوه ی گُل در کفِ لجن سخت است
خودم حریف خودم بودم و عجیب نبود
اگر شهید شدم جنگ تن به تن سخت است
به بوی قرمز سیبی مرا کفن کردند
مگو کفن شدن بوی پیرهن سخت است
هزار بار شکستم که زینتت بشوم
تراش خوردن الماسی یمن سخت است
شکستن بت نفسم شکسته نفسی نیست
تبر زدن به سر و دست خویشتن سخت است
مگر خلیل بیاید کمک کند ور نه
شکستن همه اعضاء دفعتاً سخت است
کجاست ذوق اویس جوان که درک کند
بدون رؤیت تو رؤیت قرن سخت است
ردای رفعت دامادی شعیب چه سود؟
زفاف در شب منصوب حرفِ لن سخت است
برای من که رسیده به خط پایانم
شروع قافیه با مصدر شدن سخت است

+شاعر این شعر اقای رضا جعفری هستند .
+ عادت به روضه کرده دلم ... روضه خوان کجاست ...
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم / تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم