ماهی های با بصیرت ...
از رمیدن نعمت ها بترسید ، چرا که هر گریخته ای بازنمی گردد.
گزاره ی اول :
به نظر شما چی میشه که یک نعمت میگریزه ؟؟؟ به نظر من خدا کریم تر از اونه که نعمتی رو که داده پس بگیره .مگر در دو حالت ... یکی اینکه "قدر " اون نعمت دانسته نشه .. و یکی هم اینکه "امتحان الهی" باشه . من الان با مورد اول کار دارم ... یعنی "قدر دانی" از نعمت ها!!
گزاره ی دوم :
حالا در نظر بگیرید بعد از ۱۴۰۰ سال که از ظهور دین مبین الهی یعنی " اسلام " میگذره در یک نقطه از کره ی زمین " پرچم اسلام " برافراشته شده .. پرچمی که متعلق به طاغوت نیست بلکه دست اولیاء الله است .. به نظر شما این نعمت نیست ؟؟
گزاره ی سوم :
حالا باز هم در نظر بگیرید اگر "قدر" این نعمت دانسته نشه و بعد نعمت گرفته بشه باید چه کسی رو سرزنش کرد ؟؟ اصلا چه کسی میتونه قدر نعمت رو بدونه ؟؟
جمع گزاره ها:
ماهی تا وقتی تو ابه ،نمیدونه چه نعمتی داره .فقط کافیه یک ثانیه از اب بیرون بیارنش تا اون موقع بفهمه چه نعمتی داشته ..یا ماهی رو به اب برمیگردونن و یا نه .. اگه برش گردونن که دیگه قدر اب رو میدونه و اگه برش نگردونن تا لحظه ی مرگش حسرت نبود اب همراهشه !
بیاید درباره ی انقلابمون نه مثل ماهیی باشیم که به اب برش میگردونن و نه مثل ماهیی که برش نمیگردونن ... بلکه بیاید درباره ی انقلابمون یه ماهی با بصیرت باشیم .. یعنی همین جوری که توی شیشه ی اب هستیم بیرون رو نگاه کنیم .. چشمامون رو باز کنیم و بی ابی بیرونی ها رو ببینیم تا "قدر نعمت " رو بدونیم .. و یا از ماهی های دیگه که توی اب کنارمونن و یه مدت بیرون از اب بودن و بعد به اب برشون گردوندن بپرسیم تا طعم زندگی بخش اب رو برامون توصیف کنن و کمکمون کنن که متوجه شدت گوارایی و حیات بخشیش بشیم ..

+ فردا با ماهیهای هم تُنگیمان همراه خواهیم شد.
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم / تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم